پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
29
پژوهشى در مقتلهاى فارسى ( فارسي )
را برانگيخته و عذاب هميشگى را براى شما آماده كرده است . آيا پس از كشتن ( بهترين افراد خاندان و ياران ) ما ، بر حال ما گريه مىكنيد و خود را مورد سرزنش قرار مىدهيد ؟ ! آرى به خدا سوگند ( شما سزاوار آنيد كه ) بسيار گريه كنيد و كمتر بخنديد ، چرا كه شما ( كسانى هستيد كه با دستان خود ) لكّهء ننگ زمانه را بر دامان خود افكنديد ( لكّهاى ) كه آن را با هيچ آبى نمىتوان شست ؛ چگونه مىتوان شست ( خونى را كه با ) كشتن پسر رسول خدا ( ص ) و سيّد جوانان اهل بهشت ( بر دامانتان نشسته است ) ؛ خون همان كسى كه در كارزارها و گرفتارىها پناه شما و به هنگام احتجاج با دشمنان رهنماى شما بوده است و شما در سختىها و ناگوارىها به او پناه مىبرديد و ( آداب ) دين و شريعت را از او مىآموختيد ؟ ! آگاه باشيد كه وزر و و بال بزرگى را مرتكب شديد ، از رحمت خدا دور باشيد و هلاكت بر شما باد ! اين است و جز اين نيست كه كوشش شما ( سرانجام ) به نااميدى و حرمان منتهى شد و دستان شما ( از رحمت خداوندى ) كوتاه گرديد و سوداى شما موجب زيان و خسران شما شد و خشم خدا را بر جان خود خريديد و ذلّت و بيچارگى شما را فرا گرفت . اى اهل كوفه ! واى بر شما آيا مىدانيد چه جگرى را از رسول خدا شكافتيد ( و سوزانديد ) و چه گوهر ( مستورى ) از او را از پرده برون آورديد و چه خونى از او بر زمين ريختيد و چه ( پردهء ) حرمتى را از او دريديد ؟ ! ( شما اى مردم كوفه ! ) كار ناشايستى انجام دادهايد و به جنايت بزرگى دست و يازيدهايد و ستم عظيمى را به بزرگى زمين و آسمان ( در حقّ ما خاندان پيامبر ) روا داشتهايد ؛ آيا تعجب خواهيد كرد كه آسمان ( از اين همه ستم و ناسپاسى بر حال ما ) خون گريه كند ؟ و ترديدى نيست كه عذاب آخرت ( براى شما ) دشوارتر و خواركنندهتر است و در آن روز هيچ كس به يارى شما برنخواهد خاست ! پس به خاطر اين مهلت ( كوتاه و زود گذر ) خداوند ، احساس سبكبارى نكنيد ( و جناياتى كه مرتكب شدهايد فراموشتان نشود ) و از حدّ خود پاى فراتر ننهيد ، چرا كه خداوند در امر انتقام ، شتاب روا نمىدارد و از اين كه ( فرصت ) انتقام از دست رود ، هراسى ندارد ( زيرا فرصتها را همو مىآفريند ) ( بدانيد كه ) پروردگار شما در كمين و در انتظار شما است . راوى مىگويد به خدا سوگند كه در آن روز مردم ( كوفه ) را حيران و سرگردان مىديدم در حالى كه مىگريستند و دستان خود را ( از سر شرمندگى ) به دندان مىگزيدند . پيرمردى را